love in your face
 
قالب وبلاگ

مقدمه لازم نیست. این تیتر، خودش گویاست. به جای مقدمه، فقط از دوستان محجوب این صفحه قول می گیریم که هنگام اجرای این دستورالعمل ها، با یکی دو شکست، میدان را خالی نکنند. زیاده عرضی نیست جز این که تسلط بر تکنیک های ضدخجالت و کسب مهارت های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است. به همین سادگی!

1- روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید.

موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.

2- به دیگران کمک کنید.

منتظر نشوید که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است؛

ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد.

همسایه تان از بازار برمی گردد و دستش حسابی پُر است و زنبیل دارد از دستش می افتد.

پیرمرد مغازه دار، زورش نمی رسد که به تنهایی، کرکره مغازه را بدهد بالا.

خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است!

3- دل تان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید، با شما چطور برخورد کنند؟

دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف های تان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیار خب. می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

4- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید. این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

5- از هم صحبت خود تعریف کنید. این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آنآن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان هم باشید؛ چرا که ممکن است جای دندان های کسی که از او تعریف کرده اید، رویش باقی بماند. ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و موضوع صحبت کنید.

6- نقش آفرینی کنید. نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

7- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید. همه ی ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند. موقع انتقاد کردن از این و آن هم، یادتان باشد که نباید از هیچ کس در حضور جمع با تندی و خشونت انتقاد کنید. وقتی ارتباط تان با دور و بری ها دوستانه و صمیمانه باشد، آن ها هم برای رفع این جور مشکلات و از جمله برای رفع این حس خجالت درونی به شما کمک خواهند کرد.

8- خیلی هم ایده آل گرا نباشید! قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین! این را هم یادتان باشد که خیلی از خانم ها و آقایان اصلا با آدم های پُرحرف و شوخ و مجلس آرا میانه ی خوبی ندارند و یک خبر خوب دیگر برای خجالتی های عزیز: سکوت و کم حرفی شما را معمولا به پای فروتنی، حجب و حیا و بزرگ منشی تان می گذارند و چه صفتی بهتر از این چند صفت؟ راستی یادتان باشد که، در ملاقات اول تان با هیچ کس زیاد حرف نزنید و اطلاعات شخصی تان را رو نکنید. چه لزومی دارد؟ این کار را متاسفانه بعضی ها برای پنهان کردن آن حس خجالت درونی شان انجام می دهند، غافل از این که دیگران، این کار را غالبا این طور تفسیر و تعبیر می کنند که فاعلان این فعل، آدم های کم ظرفیت و سرخورده یا آدم های گوشه گیر و تنهایی هستند.

9- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است. حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید. از معجزه ی نفس های عمیق هم غافل نشوید؛ چون به هنگام حملات استرس واقعا سودمند است. عادت کنید که با نفس های عمیق، آرامش را به وجودتان برگردانید. این تمرین را می توانید خیلی راحت در حضور جمع، بارها و بارها انجام بدهید. مطمئن باشید که هیچ کس نمی فهمد این کار شما چه معنایی دارد. باور کنید که اصلا کسی حواس اش به شما نیست. راحت باشید.

10- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید. خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آنآن روز آماده کنید. را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای

11- شکست های تان را تدبیر کنید. وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید.

فراموش نکنید که نوابغ هم بارها و بارها در مسیر تلاش های شان شکست خورده اند؛ اما دست از کار نکشیده اند. این را هم یادتان باشد که شکست شما ممکن است ناشی از شرایط باشد، نه ناشی از اشتباه شما. مثلا ممکن است شما نتوانید در میان بحث دو نفر دیگر وارد شوید و آن ها را همراهی کنید تنها به این علت که بحث آن ها خصوصی بوده و یا ممکن است سر صحبت را با کسی باز کرده باشید که او در آن لحظه به گرفتاری ها و مشکلات دیگر زندگی اش فکر می کرده و اصلا دل و دماغ صحبت کردن نداشته است و… به هر حال، سعی کنید از هر شکست تان، مثل نابغه ها، درس تازه ای بگیرید و آن درس تازه را در تمرین های بعدی به کار ببندید.

12- همیشه آماده و به روز باشید. مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.

طرح یک سوال صمیمانه و مودبانه معمولا نقطه ی شروع مناسبی برای ورود به بحث دیگران است و هر قدمی هم که برای چنین هم کلامی هایی بردارید، مطمئنا قدم بعدی آسان تر و آسان تر می شود.

از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید.

وقتی می خواهید سر صحبت را با یک جماعتی باز کنید یا وقتی که می خواهید در یک بحث گروهی شرکت کنید، باید این را ارزیابی کنید که آیا آن ها هم مایل هستند حرف های شما را بشنوند و اصلا آیا شما خوب به حرف های آن ها گوش داده اید یا نه. بی محابا حرف شان را قطع نکنید. بهتر است مودبانه و آرام آرام به هر بحثی وارد شوید.

کمرویی

13- خودتان را درست کنید. با دیگران(لا اقل فعلا) کاری نداشته باشید. نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه.

انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید. انجام دادن تمرین هایی که از آن ها حرف می زنیم، به عهده ی خودتان است، نه دیگران. ضمنا حواس تان به این نکته هم باشد که سطح توقع تان را از دیگران تصحیح کنید. در هر مهمانی، ممکن است که بغل دستی شما هم خودش خجالتی باشد؛ نزدیک به 50 درصد آدم ها، کم و بیش، با درجات مختلفی، خجالتی هستند. پنجاه درصد یعنی نصف آدم های هر جمع. کم نیست! شما هیچ وقت در اقلیت نیستید.

قرار نیست که یک شبه متحول شوید و ناگهان تبدیل بشوید به آدم بذله گو و پُرحرفی که مجلس آرایی می کند و… این حتی با تلاش شما هم به سرعت به دست نمی آید. آدم ها ذات شان با همدیگر فرق دارد. اما معاشرتی شدن، یک مهارت است که با تمرین به دست می آید. به مهارت های ضد خجالت هم باید یکی یکی تسلط پیدا کنید. وقتی انرژی تان را در هر مقطع زمانی روی یک یا دو مهارت به خصوص می گذارید خیلی زودتر به نتیجه می رسید. مثلا پیش دستی در سلام گفتن را باید تمرین کرد. وقتی به آن تسلط پیدا کردید، شروع به صحبت با لبخند را تمرین کنید. ارتباط چشمی، دویدن به دنبال کمک به دیگران، کمک به سایر خجالتی های جمع، تعریف های به جا و … هم همین طور.

به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!

[ ۱۳۸٩/٧/٢۸ ] [ ٥:٥٤ ‎ق.ظ ] [ David ]

بسیاری از افراد در طول روز احساس خستگی و کسالت دارند و از این که برای انجام کارهای روزانه انرژی کافی ندارند شاکی اند. معمولاً علت این خستگی به نداشتن زمان و توان کافی برای رسیدگی به همه وظایفی که به فرد محول شده است نسبت داده می شود. در صورتی که علت اصلی این بی حالی، خستگی و کسل بودن می تواند عادات غذایی، شیوه خوابیدن و نحوه برخورد با مشکلات و درگیری های روزمره باشد. در واقع با جایگزین کردن عادات صحیح و کمی اصلاح کردن برنامه زندگی تان می توانید بر خستگی های هر روزه تان غلبه کنید و با انرژی تر و سرحال تر به کار و فعالیت بپردازید.

رژیم غذایی

شاید تا به حال متوجه شده باشید که خوردن بعضی از غذاها موجب خواب آلودگی می شوند یا ننوشیدن مایعات به اندازه کافی شما را کم حافظه و فراموشکار می کند. در واقع رژیم غذایی می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد ذهنی و جسمی افراد داشته باشد.

یکی از عادات صحیح غذایی خوردن صبحانه است. خوردن صبحانه فقط برای سیر شدن نیست و نباید به بهانه گرسنه نبودن از آن طفره رفت. صبحانه نه تنها موجب بالاتر رفتن بهره وری افراد در زمینه های جسمی و روحی می شود بلکه سطح هورمون استرس را نیز پائین تر می آورد. خوردن سه وعده غذایی نه چندان حجیم و دومیان وعده می تواند از افت میزان قندخون و سطح انرژی افراد در طول روز جلوگیری کند. وعده های غذایی حجیم موجب می شوند که انرژی زیادی صرف هضم کردن آنها شود و در نتیجه بیشتر احساس خستگی و خواب آلودگی را در پی خواهد داشت. بهتر است در هر وعده غذایی به میزان کافی از کربوهیدرات ها، پروتئین و چربی های مفید مانند چربی موجود در ماهی، آجیل و روغن زیتون استفاده کنید. استفاده از این چربی ها و پروتئین ها موجب می شود که یکی دو ساعت بعد از غذا احساس نیاز به خوردن یک میان وعده شیرین را نداشته باشید. فیبرها نیز گزینه مناسبی برای رژیم غذایی شما هستند. فیبرها موجب می شوند که کربوهیدرات هایی که مصرف کرده اید به یک باره نسوزند بلکه به تدریج و در طول زمان وارد خون شما شوند و در نتیجه بدون آن که در دام پرخوری بیفتید شما را پرانرژی و سرحال نگه دارند به اندازه کافی مایعات بنوشید. بخش زیادی از خون و سایر مایعات بدن را آب تشکیل می دهد. ننوشیدن آب به اندازه کافی موجب غلیظ شدن خون می شود و در نتیجه قلب برای پمپاژ کردن خون باید انرژی زیادی صرف کند. همچنین نوشیدن مایعات موجب انتقال سریعتر و بهتر مواد غذایی و ویتامین ها در بدن و راحت تر رسیدن آنها به همه قسمت ها می شود البته لازم نیست خود را مجبور به نوشیدن بیش از اندازه آب کنید. بسیاری از مواد غذایی مانند ماست، کلم بروکلی، هویج و میوه های آب دار مانند هندوانه و پرتغال به طور طبیعی حاوی آب هستند و می توانند تا حد زیادی نیاز بدن به مایعات را برطرف کنند.


·        سلامت روحی

·        همه ما تا حد زیادی با خستگی های جسمی و اثرات نامطلوب آن آشنا هستیم. اما خستگی های روحی، غم، بی حوصلگی ، نگرانی ، خشم و استرس، می توانند اثر به مراتب نامطلوب تری بر افراد بگذارند. مشکلات و احساسات ناخوشایند همیشه وجود دارند اما اگر نسبت به آنها واکنش مناسبی نشان دهید، ذهن و جسم شما می تواند سریع تر و بهتر شادابی و نشاط خود را باز یابد.

یک راه بسیار ساده برای آرامتر شدن در زمان استرس و درگیری های ذهنی، پاشیدن مقداری آب به صورت یا دوش گرفتن است. آب می تواند ذهن و جسم شما را از تنش ها دور کرده و آرام تان کند.

آراستگی و مرتب بودن وضع ظاهری می تواند تأثیر زیادی بر پرانرژی و با انگیزه تر بودن افراد داشته باشد. اگر لباس های زیباتر و گران قیمت تر را در کمد منزل تان پنهان کرده و آنها را به ندرت و فقط برای مراسم خاص می پوشید بهتر است از آنها برای پوشش روزانه تان استفاده کنید. مانند افراد موفق و سرشناس لباس بپوشید. در این صورت ، در طول روز هر زمانی که چشم تان به تصویرتان در آیینه افتاد انرژی می گیرید.

نگه داشتن احساسات منفی مانند ترس، اضطراب و خشم در درون و بروز ندادن آنها ممکن است یک روش بزرگسالانه برای مقابله با آنها تصور شود در حالی که در خود نگه داشتن افکار و احساسات ناخوشایند در طول زمان موجب خستگی ذهنی و فرسودگی روحی افراد می شود. اما اگر احساسات خود را به شیوه مناسب بیان کنید و آن را با افراد دیگر درمیان بگذارید احساس آرامش و آسودگی خیال بیشتری خواهید داشت.

گوش دادن به موسیقی یکی از مؤثرترین روش ها برای تغییر روحیه، کم کردن تنش و اضطراب و بالاتر بردن سطح انرژی است. تحقیقات نشان داده است افرادی که هنگام ورزش موسیقی گوش می کنند می توانند با سرعت بیشتر و به مدت زمان طولانی تری ورزش کنند. در واقع موسیقی ذهن افراد را از احساس خستگی منحرف می کند.

اگر نسبت به افرادی که هر روز با آنها سر و کار دارید احساس کینه، عصبانیت یا دلخوری دارید، بهتر است به خاطر خودتان هم که شده آنها را ببخشید. بودن در کنار افرادی که نسبت به آنها احساس بدی دارید موجب بالاتر رفتن سرعت ضربان قلب و فشار خون، نقص سیستم ایمنی بدن و احساس خستگی می شود. اما داشتن احساس همدلی با دیگران و بخشش می تواند در چنین شرایطی به شما کمک کند تا حس بهتری داشته باشید. بخشش از شما فرد با نشاط تر و قوی تری خواهد ساخت.

زمانی که دچار استرس و فشار روانی می شوید، نفس هایتان بسیار کوتاه و کم حجم هستند.

به عبارت دیگر شما از ناحیه سینه نفس می کشید. این گونه تنفس موجب می شود اکسیژن کمتری به شش ها و مغز شما برسد و اکسیژن کمتر نیز به منزله بی حال تر شدن و احساس خستگی بیشتر است. بهترین نوع تنفس، که تنفس شکمی نام دارد به گونه ای است که هنگام نفس کشیدن شکم تان هنگام دم کمی جلوه آمده و هنگام بازدم به آرامی به حالت طبیعی برمی گردد. تنفس عمیق فواید بسیار زیادی برای سلامتی دارد و یکی از آنها احساس شادابی و سرحال تر بودن است که به علت اکسیژن بیشتر رسیدن به مغز و سایر اندام های بدن می باشد.

انجام فعالیت های خیرخواهانه و کمک به افراد نیازمند نیز می تواند اثرات بسیار مثبتی بر روحیه افراد داشته باشند. محققان دریافته اند که انجام این فعالیت ها تأثیر به سزایی بر احساس خوشبختی، رضایت از زندگی، عزت نفس، حس کنترل داشتن بر امور زندگی، سلامت جسمی و روحی دارد.

استراحت کافی

بسیاری از افراد هنگامی که برای انجام کارهای روزانه شان وقت کم می آورند با کوتاه تر کردن زمان خواب شبانه سعی در جبران عقب افتادگی ها دارند. در حالی که کم خوابی موجب کاهش بهره وری و عملکرد ذهنی و جسمی در روز بعد می شود و این خستگی نه تنها روز شما را خراب خواهد کرد بلکه توانایی درست انجام دادن فعالیت های روزانه را نیز از شما سلب خواهد نمود. یک خواب خوب شبانه می تواند شادابی شما در روز بعد را تضمین کند.

بهتر است یک تا دو ساعت قبل از خواب از تماشای تلویزیون و کارکردن با کامپیوتر بپرهیزید. زیرا نور درخشان ساطع شده از این وسایل موجب کاهش سطح هورمون ملاتونین می شود. این هورمون معمولاً بعد از تاریک شدن محیط فعال می شود و بدن را برای خوابیدن آماده می کند. اما این نور درخشان موجب می شود مغز به اشتباه تصور کند هنوز شب نشده است و در نتیجه دیرتر خواب تان خواهد گرفت.اگر هنگامی که در رختخواب هستید دائماً به ساعت نگاه کنید تا ببینید چند ساعت از شب گذشته و چقدر تا صبح باقی مانده، به سختی به خواب خواهید رفت زیرا این کار موجب بیش از حد فعال شدن مغز می شود. بهتر است ساعت را کوک کنید و سپس آن را در جایی بگذارید که نتوانید زمانی که در رختخواب هستید آن را ببینید.

برای بهتر خوابیدن باید اتاق خواب تان بیش از حد گرم نباشد. زیرا هنگام خواب دمای بدن کمی افت می کند و دمای محیط بیرون باید با دمای درون بدن متناسب باشد.

اگر بعد از رفتن به رختخواب، در عرض
۱۵ دقیقه خوابتان نگرفت بهتر است به جای تلاش بیهوده برای خوابیدن از رختخواب بیرون بیایید و کار دیگری مانند کتاب خواندن یا بافتنی بافتن انجام دهید تا ذهنتان آرام تر شود. زمانی که احساس کردید خوابتان گرفته است به رختخواب برگردید.

منبع: روزنامه ایران

 

[ ۱۳۸٩/٧/٢٠ ] [ ۸:۱۱ ‎ق.ظ ] [ David ]
سعی کنید از این پنج نوع تنقلات برای بالا بردن روحیه خود استفاده کنید چرا که سطح قند خونتان را بالا میبر ند و کالری زیادی هم ندارد که منجر به افزایش وزن شود .

برخی از تنقلات به طور چشمگیری سطح انرژی بدن را بالا میبرد . افزایش انرژی به طور طبیعی روحیه شما را بهبود می بخشد .

بادام

بادام غنی ایز مواد معدنی و ویتامین ها، از جمله منگنز ، مس ، ویتامین2 B و فسفر است.منیزیم یه عنوان یک ماده معدنی که نقش اساسی در تولید انرژی و سیستم ایمنی بدن دارد میتواند الگوی خواب را بهبودبخشد ،عضلات را شل کند، تنش و اضطراب را برطرف کرده و مانع افزایش افسردگی شود .پروتئین و فیبر موجود در بادام قند خون را تثبیت می کند و زمانی که قند خون افت میکند برای تنظیم انرژی سوزانده می شود. چربی های سالم مثل انواع موجود در بادام برای محدود کردن اشتها و جلوگیری از پرخوری بکار میرود که می تواند در کاهش وزن و کمک به احساس سیری نقش عمده ای ایفا کند . به این دلایل ، بادام و دیگر آجیل ها اغلب به عنوان بخشی از یک رژیم غذایی سالم برای افرادی که به دنبال کاهش وزن هستند توصیه می شود.

ماست

ماست سرشار از کلسیم ، فسفر ، پروتئین ، و روی ، همچنین منبع خوبی از ویتامین 2B ،5B و 12B است ، مواد مغذی موجود در ماست به سرعت جذب و به آسانی هضم میشود و این به معنای افزایش فوری انرژی دریافتی شماست . مواد موجود در ماست همچنین منجر به تقویت خلق و خو و مبارزه با خستگی هم میشود .

اناناس

آناناس تنها به این دلیل که بسیار خوشمزه است یکی از محبوب ترین میوه های تابستانی است، اما اگر شما می خواهید دلایل بیشتری برای خوردن آن داشته باشید باید بدانید : منبعی غنی از منگنز ، ویتامین c ، ویتامین1 B ، مس ، فیبر و ویتامین6 B است ، این میوه آبدار گزینه بسیار خوبی برای افزایش انرژی شماست.آناناس دارای آنزیم هایی است که به هضم غذا کمک میکنند . علاوه بر این ، خوردن میوه های پرآبی مانند آناناس می تواند پیشگیری از کم آبی بدن کمک کند.

تنقلاتی که از گندم درست شده اند غلات کامل -- به ویژه سبوس -- سرشار از مواد مغذی ضروری است که انرژی بدن و مغز را تامین میکند از جمله مواد موجود در آن فیبر ، منگنز ، منیزیم ، آهن ، پروتئین ، کربوهیدرات و ویتامین های B1 ، B2 ، B3 است انرژی حاصل از ویتامین ب موجود در گندم ، به مبارزه با خستگی و حفظ سطوح انرژی کمک می کند ، قند خون را تثبیت کرده ، الگوی خواب را بهبود میبخشد ، فعالیت ماهیچه ای و عصبی را هماهنگ می کند، و برای تقویت روحیه خوب است .کربوهیدرات ساده مثل نان سفید و شیرینی ها باعث افزایش سریع انرژی می شوند اما این نتیجه موقتی است. کربوهیدرات موجود در گندم ، آهسته تر جذب شده و سطح قند خون را برای ساعت ها ثابت نگه می دارند و به شما احساس خواب آلودگی نمی دهند.

[ ۱۳۸٩/٧/۱۸ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ David ]

زبان بدناگر مهمان خانه اى شویم که صاحب آن با هزار و یک مدل تعارف (آفتاب از کدام طرف درآمده، راه گم کردى و...) بگوید که از حضور ما در آنجا خوشحال است، ولى حرکات چهره و دست و پایش حرفى دیگر بزند، هرگز راضى نخواهیم بود. بسیارى از مردم از تأثیر ارتباط غیر کلامى در روابط اجتماعى خود غافل هستند و تصور مى کنند تنها با استفاده از کلمات و جملات زیبا، مؤدبانه و دوستانه مى توانند حقیقت درون خود را پنهان کنند. حال آنکه بیش از ۵۰درصد از آنچه در درون من و شما مى گذرد را مى توان از طریق ارتباطات غیر کلامى کشف کرد. برای همین گفته می‌شود که نامه ناقص‌تر از تلفن (چون لحن و آهنگ صدا معلوم نیست) و تلفن ناقص‌تر از گفتگوی رودررو عمل می‌کنند. برای همین بر اساس یک تحقیق آماری نوشتن 7% ، تلفن 40% و صحبت رودررو بیش از 50 درصد از منظور را منتقل می‌کنند.

زبان بین المللى یا ملى و قومى؟!

از سالها قبل تأثیر «زبان بدن» و تغییرات چهره در ارتباط بین انسانها مشخص شده است، اما سؤالى که همیشه مطرح مى شود، این است که:

«آیا این زبان بین المللى است یا فرهنگها و آداب و سنن اجتماعى آن را تعیین مى کند؟»

اما در تحقیقاتى که انجام شده است، دریافته اند که بسیارى از حرکات بدن و اندامهاى ما (درست مانند حیوانات) معنا و مفهومى خاص را بیان مى کند که شمار زیادى از آنها احساس مشابه در مردمى از ملل مختلف ایجاد مى کند و از میان تمام اجزاى این زبان، حرکات و تغییرات چهره مفهومى کلى تر و به عبارتى بین المللى تر دارد و مى توان غم، شادى، اضطراب، نگرانى، تردید و... را در چهره یک فرد به دور از فرهنگ، زبان و... خاص تشخیص داد.

 

 ارتباط چشمى:

    پذیرش یا عدم پذیرش سایرین معمولاً از طریق ارتباط و تماس چشمى حاصل مى شود، یک معلم یا سخنران معمولاً به کسى توجه دارد که در حین صحبت او نگاهش به جاى دیگر نباشد. براى شروع هر نوع بحث، مذاکره و صحبت از چشم هایمان کمک مى گیریم و به جرأت مى توان گفت ارتباط بین دو فرد بدون ارتباط چشمى، فضا را سرد و بى روح مى کند و حتى اگر سراپا گوش باشیم، چون چشم را به کار نگرفته ایم، گوینده را ناراحت و رنجیده خاطر مى کنیم، درست مانند آقایى که در هنگام صحبت گرم و سراسر هیجان همسرش سراپا گوش است، اما چشم خود را مشغول مطالعه روزنامه کرده است! و باید منتظر عواقب این حرکت باشد!

- نگاه کردن به گوینده: علاقه مندى به صحبتهاى او را نشان مى دهد.

- چشمهاى خندان! = احساس آرامش در شنونده.

- خیره و بدون حرکت نگاه کردن = حضور جسم بدون حضور روح در مکان، حواس پرتى.

- نگاه به روبرو، آسایش و آرامش زیاد از حضور در آن فضا.

 

 حرکات دستها:

   پس از چشم، دست ما در ایجاد ارتباط نقش مهمى دارند. ارتباطى تنگاتنگ بین مغز و دست (اندیشه و کردار) وجود دارد. تحقیقات نشان مى دهد همه ما در هنگام حرف زدن از دستهایمان کمک مى گیریم و نمى توان کسى را پیدا کرد که بیش از ۱۵ ثانیه در حین صحبت کردن، به انگشتان و کف دست استراحت دهد.

 

- اگر شخصى در حین صحبت با شما انگشت شست را در میان سایر انگشتان پنهان کرد، از موضوعى نگران است یا در واقع سعى دارد خود را پنهان کند.

- دیدن دست باز شخصى که صحبت مى کند، ۲ برابر حس اعتماد، دوستى و مهربانى و خیرخواهى را در مقایسه با دیدن پشت دست ایجاد مى کند.

- نشان دادن روى دست در حین صحبت، به معناى تردید در صحبت و یا پنهان کردن مطلبى است و معمولاً چنین شخصى، شریک تجارى خوبى نیست.

- و کسى که دست باز خود را به طرف جلو حرکت مى دهد و سخن مى گوید، مى خواهد خود را از شر موضوعى خلاص کند.

- فشار دادن کف دستها به هم و قفل کردن انگشتان روى هم یک نوع حالت تدافعى است.

- اما نگاه داشتن دستها روى هم به شکل هرم نشانه آمادگى براى موافقت است.

- مالیدن دستها به هم مى تواند معانى مختلفى داشته باشد، از جمله آنکه با گوینده به اشتراک و اتفاق نظر رسیده ایم.

 

 دهان:

 فشار دادن لبها به یکدیگر به معناى عدم موافقت و نشانى از بى علاقگى شخص به صحبت کردن است.

- گاز گرفتن لبها: عدم اعتماد به نفس، دستپاچگى و خجالت.

 

 تماس دست با سایر نقاط بدن و یا اشیاء:

- دست به سینه بودن: احتیاط، هوشیارى، نوعى حالت تدافعى و شاید هم فرار از سرما.

- چانه را روى کف دست گذاشتن: عدم قبول شخص مقابل.

- به آرامى برداشتن عینک از چشم و با دقت پاک کردن آن: شخص مى خواهد پیش از موافقت یا مخالفت با گوینده کمى فکر کند.

- بازى کردن با برآمدگى بینى، توجه و فکر عمیق.

- لمس یا مالش بینى: نشانه اى از شک و در مجموع نوعى واکنش منفى.

- مالیدن اطراف چشم: ارزیابى یک پاسخ.

- جمع کردن شانه ها: فرو نشاندن یک خشم درونى.

- با نوک انگشتان به جایى کوبیدن و صدا درآوردن: پریشانى، خستگى و نوعى نگرانى.

- مالیدن یقه لباس یا گردنبند و بازى کردن با آن: نوعى نا امنى.

- مالیدن و لمس کردن پشت گردن: قرارگرفتن در شرایطى ناخوشایند.

- نگاه داشتن سر با گرفتن بینى بین انگشت نشانه و شست: خستگى.

- کشیدن نرمه گوش با انگشت شست و سبابه: ادامه تمرکز بر روى مطلب مورد نظر.

...

خلاصه اینکه معنى و مفهوم و پیام حرکات بدن، دنیایى است که بهتر است کمى به آن دقیق تر باشیم و بدانیم که براى مثال لبخند زدن بسیار خوب است. اما «لبخندى بزرگ که دهان را تا پهلوى صورت باز مى کند و مدتى طول مى کشد تا عضلات چهره به حالت اولیه خود بازگردند و دهان بسته شود، لبخندى غیر واقعى و تصنعى معنا مى دهد!»

[ ۱۳۸٩/٧/۱٧ ] [ ۱:٥٧ ‎ب.ظ ] [ David ]

اینکه عده ای بهتر می توانند امکانات و نیروهای خود را بسیج کنند، بستگی به اهداف آنان دارد. اگر هدف را بدانید، ناخودآگاه به مغز خود فرمان می دهید که…

یکی از رموز این کار این است که بدانیم چه می خواهیم. شعور ناخودآگاه ما دائماً در حال فراهم کردن اطلاعاتی است که ما را به جهتی خاص سوق می دهد. حتی در سطح شعور ناخودآگاه نیز حک و اصلاح و تعمیم وجود دارد. لذا پیش از اینکه ذهن بتواند کار مؤثری انجام دهد، لازم است درک صحیحی از هدف هایی که می خواهیم به آنها دست یابیم داشته باشیم. اگر ذهن،دارای هدف مشخصی باشد، می تواند کار تمرکز و هدایت را آنقدر تکرار کند تا به نتیجه موردنظر برسد اما اگر هدف مشخص نداشته باشد انرژی آن هدر می رود. اینکه عده ای بهتر می توانند امکانات و نیروهای خود را بسیج کنند، بستگی به اهداف آنان دارد. اگر هدف را بدانید، ناخودآگاه به مغز خود فرمان می دهید که اطلاعات لازم را به ترتیب اولویت، از طریق سیستم عصبی دریافت کند.

قدم اول برای رسیدن به موفقیت آن است که داشته های خود را درنظر آوریم،نسبت به نعمت های موجود شکرگزار باشیم و از آنها برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنیم.
برای تنظیم هدف های خود این پنج قاعده را مراعات کنید:

۱) هدفی را که دارید بصورتی مثبت بیان کنید یعنی چیزی را بگویید که واقعاً می خواهید واقع شود.

۲) هدف را بطور خیلی دقیق مشخص سازید. اگر تصویری هرچه قوی تر و شامل کیفیات بیشتر در ذهن مجسم کنید به مغز خود فرمان داده اید تا در شما میل بیشتری برای رسیدن به آن ایجاد کند.

۳) جوانب کار را روشن سازید. اگر ندانید که رسیدن به هدف یعنی چه ،ممکن است به آن برسید و متوجه نشوید، ممکن است پیروز شوید و خیال کنید شکست خورده اید.

۴) به خود مسلط و متکی باشید شما هستید که هدف را تعیین و آن را حفظ می کنید. این هدف نباید وابسته به این باشد که دیگری خودش راتغییر دهد ،تا شما سعادتمند شوید. هدف شما باید طوری باشد که خود بتوانید مستقیماً در رسیدن به آن مؤثر باشید.

۵) هدف شما دلپسند و مطلوب اطرافیان باشد. نتایج آتی هدف عملی خود را مورد نظر قراردهید. این هدف باید بنفع شما و دیگران باشد.

هفت مرحله هدفگذاری

۱- ابتدا مجموعه خواسته های خود را مدون کنید. فعلا سعی نکنید راه رسیدن به هدف ها را مشخص کنید، فقط هدف ها را یادداشت کنید، هیچ محدودیتی برای خود قائل نشوید.

۲-اکنون به تمرین دوم می پردازیم، صورتی را که از اهداف تهیه کرده اید مرور کنید. آنگاه مهلتی برای رسیدن به آن هدف ها در نظر بگیرید. بسیار مهم است که بدانید ظرف چه مدتی می خواهید به هدف برسید.

۳- ازمیان مهم ترین هدف هایی که در نظر گرفته اید چهارهدف که خود را بیشتر به آنها مقید می دانید و شما را بیشتر راضی نماید روی کاغذ بنویسید. اکنون بنویسید که چرا رسیدن به این هدف ها لازم است؟ مطلب را بطور روشن، مختصر و مثبت بیان کنید. اگر برای انجام کاری،دلایل کافی در دست داشته باشید،انجام آن تسهیل می شود. هدف هایی که از انجام هر کار داریم ممکن است درما انگیزه هایی قوی ایجاد کنند که از چیزی هم که بدنبال آن هستیم قوی تر باشند.

۴- سه تا پنج مورد از موفقیت های خود رایادداشت کنید. توضیح دهید که چه کردید تا به آن موفقیت دست یافتید..

۵- پس از این مراحل، بنویسید که برای رسیدن به هدف هایی که دارید چگونه فردی باید باشید.” خصوصیات اخلاقی، مهارت ها،برداشت ها،باورها”.

اتقوا الله یجعل لکم فرقاناً . (سوره انفال- آیه ۲۹) (پرهیزکاری پیشه کنید ، خداوند فرقان (وسیله شناخت حق از باطل) را نصیب شما می‌سازد.)

۶- پس ازآن چند پاراگراف توضیح دهید که در حال حاضر چه عواملی مانع رسیدن شما به مقصود می گردد، یکی از راه های غلبه بر مشکلات و محدودیت هایی که خود، آنها را ایجاد می کنیم، آن است که آنها را بطور دقیق بشناسیم. فردی را که قبلاً در کار مورد نظر شما توفیق یافته است، مدل قراردهید.

۷- اکنون در خاطرات خود به عقب برگردید تا به زمانی برسید که در کار بخصوصی موفق بوده اید، چشمان خود را ببندید و تا آنجا که مقدور است،تصویری روشن و واضح از آن توفیق در ذهن خود تشکیل دهید.حالا به هدف هایی که امروز برای خود نوشته اید فکر کنید. ببینید اگر به این هدف ها برسید چه تغییراتی می کنید و چگونه به نظر می آیید. مغز به تکرار و احساس عمیق واکنش نشان می دهد. لذا اگر مرتباً زندگی راکه می خواهید در آینده داشته باشید در نظر مجسم کنید و اگر احساسی عمیق و قوی نسبت به آن داشته باشید می توانید تقریباً مطمئن باشید که به خواسته خود می رسید. البته نباید مشیت و خواست خداوند را از نظر دور داشت. چرا که اوست که بنا بر مصلحت ما که خیلی اوقات بر آن واقف نیستیم ، امور را اداره می نماید.

در آموزه های دینی ما نیز تلاش دارای ارزش و منزلت خاصی می باشد لذا اینکه دست روی دست بگذاریم و به بهانه جبر خداوندی تمامی حوادث را به تقدیر بسپاریم مورد نکوهش است. از اینجاست که پروردگار در قرآن کریم می‌فرماید: والذین جاهدو فینا لنهدینهم سبلنا. (سوره عنکبوت- آیه ۶۹) (اگر تلاش کنید، راه خود را به شما نشان می‌دهیم و به سوی راه خود شما را هدایت می‌کنیم.)

[ ۱۳۸٩/٧/۳ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ David ]

صدای آدمی را می‌توان به یک آلت موسیقی تشبیه کرد که طبعا نت‌های یکنواخت را نمی‌نوازد. وقتی زخمه‌ای بر چنگ دل خویش می‌زنید، کلمات را با لحنی خشن، ملایم یا معمولی و با زیر و بمی متفاوت، ملایم یا یکنواخت ادا می‌کنید.
تمام این خصوصیات در برداشت شنونده از پیام شما نقشی اساسی دارد. کارشناسان معتقدند که 38 درصد از استنباط اولیه از هر عبارت، بستگی به نحوه آن دارد. در حقیقت مردم از طرز گفتار ما درباره ما به قضاوت می‌نشینند.
نگاه کردن به آینه امروزه امری طبیعی است و هر کس حداقل یک بار در روز به آینه نگاه می‌کند و به چهره خویش خیره می‌شود. در مقابل، شما هرگز صدای خود را آن گونه که دیگران می‌شنوند، نمی‌شنوید. برای اولین بار که شما صدای خود را از طریق ضبط صوت شنیده‌اید، غالبا برایتان عجیب بوده و گاه تکان‌دهنده یا مایوس‌کننده. شما ممکن بود اصلا صدای خود را نشناسید و تصور کنید صدا، صدای دیگری است. در حقیقت صدای هر انسانی منحصر به فرد است. برای آن که صدای هر انسان فقط خاص او باشد و نه کس دیگری. برخلاف بسیاری از ما انسان‌های عادی، هنرپیشگان، آوازخوانان و سخنرانان دقیقا می‌دانند که صدای آنان چگونه است و چه تاثیری می‌گذارد. در حالی که اشخاص عادی کمتر از چنین مهارتی برخوردارند.
شاید هر یک از ما بارها در طول زندگی خود در شرایط گفتگوهایی با دیگران بوده‌ایم که شنیده‌ایم به ما گفته‌اند: «با این لحن با من سخن نگو» در این حالت، خشم و غضب به گونه‌ای محسوس در رفتارها مشخص است. همه این حالات از اینجا نشات گرفته‌اند که ما از لحن صدای طرف مقابل خود نوعی مخالفت یا احساس ناخوشایندی را نسبت به خود دریافته‌ایم. ما نسبت به احساس او در قالب لحن صدایش واکنش نشان می‌دهیم وگرنه خود کلام در بسیاری از مواقع بسیار خوشایند و مودبانه است و اگر توام با لحن مناسب نیز باشد، خیلی دوستانه نیز جلوه می‌کند. بسیاری از عواطف دیگران را می‌توان از طریق نشانه‌های بیانی دریافت کرد. در حقیقت درک بسیاری از عواطف گوناگون افراد فقط از طریق شنیدن نحوه ادای کلمات و جملات آنهاست.
پژوهشگران دریافته‌اند که لحن صدای افراد بیانگر 4 دسته از احساسات است: احساس مثبت، ناخوشایند، غم و ترس. لحن صدا به تنهایی در شناسایی حالات عاطفی و احساسی فرستنده پیام نقش بسزایی دارد. برای مثال، درک خشونت و حالات تهاجمی فرستنده پیام با شنیدن آن از طریق ضبط و پخش صوت بسیار مشخص‌تر است تا درک آن از طریق نوشته. می‌توان گفت لحن صدای افراد گاه مبنای قضاوت ما درباره شخصیت دیگران است. برای مثال، اگر شخصی با رسایی سخن بگوید و صدایش دارای طنین مناسب و کلامش از سرعت بالایی برخوردار باشد، همه نشان‌دهنده آن است که او فردی پرانرژی و پویاست.
زمانی که در صنعت سینما صوت نیز به تصویر اضافه شد، تعداد قابل ملاحظه‌ای از ستارگان فیلم‌ها کارشان کساد شد و دیگر نتوانستند به خوبی گذشته بدرخشند؛ چراکه تماشاگران فیلم‌های آنها که اینک آنها را در فیلم‌های ناطق می‌دیدند، انتظار داشتند که صدایشان با شخصیت پیشین که به گونه صامت در فیلم‌ها ظهور کرده بود، انطباق داشته باشد و هنگامی که چنین نبود، به تخریب آن شخصیت در ذهن آنان منجر می‌شد. عده‌ای بر این باورند که هر طبقه و قشر اجتماعی برای خود از نظر آوایی دارای ویژگی‌هایی است.
مثلا در گذشته در کشور خود ما عیاران علاوه بر این که از نظر ظاهری دارای ویژگی‌های خاصی بودند، از نظر آوایی نیز لهجه خاصی داشتند که دیگر اقشار نمی‌توانستند به آن گونه تکلم کنند. این شیوه تکلم وضعیت اجتماعی عیار را از دیگر اقشار متمایز می‌کرد. امروزه در کالیفرنیای آمریکا، «نوادرمانگرها» به مداوای بسیاری از اشخاصی که به آنها مراجعه می‌کنند و می‌خواهند از شر لهجه نامناسب مثلا تگزاسی یا نیویورکی یا هر لهجه دیگری خلاص شوند می‌پردازند. این افراد بیشتر کسانی هستند که دوست ندارند در گفتگو، طرف مقابل آنها پی به اصلیت یا زادگاه آنان ببرند؛ چرا که این ویژگی برای آنان ناخوشایند است و هرچه سریع‌تر می‌خواهند آن را از خود دور کنند.
بلندی یا شدت صدا
یکی از شرط‌های اساسی برای یک فراگرد ارتباط کلامی موثر، بلندی یا شدت صدای مناسب است. اگر صدای فردی آن اندازه ضعیف باشد که به زحمت شنیده شود، شنوندگان او بسرعت خسته شده و از شنیدن سخن او خودداری می‌کند یا آن که خجالت کشیده و از او نمی‌خواهند که سخن خود را تکرار کند. فرهنگ‌های مختلف از بلندی ویژه‌ای در محاوره استفاده می‌کنند. به طور کلی بلندای صدای آمریکاییان به نسبت برخی از مردمان دیگر فرهنگ‌ها، مثل عرب‌ها، اسپانیایی‌ها، روس‌ها و هندوهای آسیایی جنوب شرقی، در مکالمه‌ها پایین‌‌تر است. همین تفاوت را ما در خرده فرهنگ‌های حاکم بر کشور خود نیز ملاحظه می‌کنیم. مثلا مردمان آذربایجان عموما بلندتر و درشت‌تر از مردمان فارس و اصفهان سخن می‌گویند. عموما شهرنشینان نسبت به روستاییان و عشایر آرام‌تر سخن می‌گویند.
درخصوص علت این پدیده، عوامل گوناگونی دخالت دارند و یکی از آنها محیط جغرافیایی و شرایط اقلیمی است. مردمان کوهستان‌ها و دشت‌های فراخ نسبت به شهرنشینان از بلندای صدای بیشتری در محاوره استفاده می‌کنند. حرفه نیز در بلندی صدا موثر است. کارگران و کارکنان سازمان‌های صنعتی که با سر و صدای بیشتری سر و کار دارند از کارمندان اداری که در دفاتر تمیز و بی‌‌سر و صدا کار می‌‌کنند، بلندتر صحبت می‌کنند یا معلمان عموما نسبت به دیگر حرفه‌‌ها از بلندای صدای بیشتری در محاوره با دیگران استفاده می‌کنند. حساسیت انسان‌ها به سطح ناخوشایند صدا تا حدودی به عوامل و اختلالات بیرونی بستگی دارد.
هر اندازه سر و صدا بیشتر وجود داشته باشد، بلندای صدا بیشتر می‌شود. در حقیقت بیشتر متخصصان ارتباطات میان فردی، بلندای صدا را نشان‌دهنده ویژگی شخصیت افراد می‌دانند. از این‌رو آنان بر این باورند که افرادی که دارای ویژگی‌ شخصیتی تهاجمی هستند، با صدای بلندتری نسبت به شخصیت خجالتی سخن می‌گوید البته در اینجا استثنائاتی نیز وجود دارد؛ چرا که گاهی افراد ناچارند جدا از ویژگی‌های شخصیتی خود با بلندای ویژه‌ای سخن گویند و در این حالت به هیچ وجه بلندی صدا بیانگر ویژگی شخصیتی فرد نیست.
کیفیت صدا
هر انسانی از کیفیت صدای ویژه‌ای بهره‌مند است؛ چرا که شکل و اندازه اعضای بدن بویژه اعضای صوتی و تارهای مرتبط به آنها با یکدیگر متفاوت هستند. این تفاوت موجب طنین و کیفیت صدایی کاملا متمایز از یکدیگر می‌شود. کارشناسان براحتی تفاوت میان صداهایی را که به صداهای تند و خشن معروفند و صداهایی را که خوشایند یا خوش‌طنین تعریف شده‌اند، بیان می‌کنند. صداهای بدون کیفیت دلخواه یا صداهای بدون کیفیت اثر بخشی لزوما دارای طنین نامطلوب نیستند. علت ممکن است عوامل متعدد دیگری باشد. در میان موارد ناخوشایند نسبت به کیفیت صدا چند مورد اساسی وجود دارد که در اینجا به 5 مورد آن اشاره می‌کنیم:
1- ناخوشی‌های مربوط به بینی، یا سخن گفتن تو دماغی: افراد زیادی هستند که به علت بیماری‌های گوناگون بینی و حلقوم، صدا را از میان بینی خود به بیرون می‌دهند.صدای‌ آنها ناخوشایند و در بیشتر موارد نامفهوم است.
2- بینی گرفته: صداهایی که فرد به هنگام سرماخوردگی شدید با بینی گرفته از خود بیرون می‌دهد. برخی از افراد به سبب انحراف بینی یا بیماری‌های مشابه هنگام ادای کلمات بیشتر با بینی گرفته صحبت می‌کنند. این نوع سخنگویی نیز خوشایند مردم نیست و دربرخی موارد نامفهوم است.
3- گرفتگی صدا حالتی از گرفتگی مزمن سینه و نای است و فرد بیمار را دچار دشواری سخنگویی و آوایی می‌کند. این حالت در مورد بیماران مبتلا به آسم نیز در صورت حاد بودن بیماری وجود دارد.
انسان با شیوه‌ای خاص از تکلم به دنیا نمی‌آید. بلکه برحسب تجربه و عادت، سرعت، زیروبم، آهنگ صدا و خلاصه لحن کلام خود را برمی‌گزیند
4-‌ خشونت صدا یا گوشخراشی: حاصل صدایی بانگ‌گونه است. این صداهای گوشخراش از حنجره‌هایی بیرون می‌آید که دشواری‌هایی فیزیکی دارند. نکته‌ای که تذکر آن خالی از فایده نیست، این است که صدای خشن بیشتر منشاء اجتماعی و فرهنگی دارد.
پژوهشگری به این نتیجه رسیده که درست است صداهای خشن توانایی دارند براحتی از میان دیگر صداها شنیده شوند یا به عبارت دیگر این صداها نسبت به صداهای معمولی شانس شنیده‌شدن بیشتری دارند، اما تاثیر آنها ؛ نامطلوب است و گاه حالت انزجار و تنفر در شنونده ایجاد می‌کند.
5- نفس‌زنی: بر اثر اتلاف هوا پدید می‌آید و مانند خشونت صدا بیشتر در خانم‌ها اتفاق می‌افتد. برخی اوقات منشاء ارگانیک دارد، ولی اغلب همان‌طور که گفته شد بر اثر دشواری‌های تنفسی پدیدار می‌شود یا به کارگیری غلط اعضای تولید صدا آن را شکل می‌دهد که آموختنی است و می‌توان کم و بیش آن را برطرف کرد. تمام موارد فوق و بسیاری که ذکر نشده‌اند قابل آموختن و اصلاح کردن هستند. تمرین در بهبودی کیفیت صدا نقش برجسته‌ای دارد.
در برخی از فرهنگ‌ها، آموزش‌های لازم درخصوص صدا و کیفیت آن به جوانان و نوباوگان داده می‌شود و آنان را برای سخنوری آماده می‌کنند. مثلا در تاریخ یونان باستان و کم‌وبیش بعد‌ها در روم باستان، این آموزش‌ها مجدانه مورد پیگیری بسیاری از والدین برای جوانان خود قرار می‌گرفت و آنان را در جوانی به سخنورانی ورزیده تبدیل می‌کردند.
زیبایی و جذابیت لحن بیان
به طور کلی بعضی صداها پرمایه و غنی، تعدادی گرم و دلنشین، گروهی آکنده از افاده و سرانجام بعضی هم سرد، بی‌‌احساس و یکنواختند. لحن صدا از کیفیت صوت، طنین و گویایی آن رنگ می‌گیرد. ترکیبی مناسب از سرعت کلام و زیروبم صدا موجب جذابیت کلام می‌شود. صدای بعضی افراد بسیار آرام است، شماری دیگر با سرعت و یک نفس حرف می‌زنند. پاره‌ای دیگر هم بسان گلوله‌هایی که از مسلسلی شلیک می‌شود، کلمات را با فشار از دهان بیرون می‌رانند. تعدادی هم صداشان به جیغ و ناله بیشتر شباهت دارد. زیروبم متغیر در کلام، همچنین سرعت آن در برداشت دیگران از پیام‌ ما تاثیر می‌گذارد.
انسان با شیوه‌ای خاص از تکلم به دنیا نمی‌آید. بلکه برحسب تجربه و عادت، سرعت، زیروبم، آهنگ صدا و خلاصه لحن کلام خود را برمی‌گزیند. افراد بنا به عادت از صدای خود آنقدر که باید و شاید بهره نمی‌برند در صورتی که افراد با تمرین می‌‌توانند کیفیت صدای خود را به‌گونه‌ای تقویت کنند که بتوانند شنوندگان را جذب کنند تا آنان نیز با میل و رغبت به سخنان وی گوش فرا دهند و پیام وی را بدرستی درک کنند.
در آخر می‌توان گفت اولین کلماتی که از دهان شما خارج می‌شود، لحن کلام‌تان را تعیین می‌کند، بنابراین صدای شما باید آرام، منظم و نیرومند باشد، بیش از حد بلند یا کوتاه نباشد کلمات به روانی پشت سرهم ادا می‌شوند و از تامل بیجا و زننده خودداری و روی کلمات و جملات مهم تکیه شود، چرا که تاثیر تکیه کلمات را در مفهوم عبارات نباید نادیده گرفت. بیشتر افراد از تاکیدی که ناخودآگاه بر کلمات دارند، ناآگاهند. پس برای این‌‌که لحن بیان شما تاثیر بیشتری داشته باشد، شیوه کلام خود را مورد توجه قرار دهید و بکوشید با گزینش مناسب تکیه کلام، سرعت کلمات و بلندی آنها، کلمات را با آهنگی موثر، طنین‌دار و گیرا ادا کنید

[ ۱۳۸٩/٧/۱ ] [ ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ] [ David ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب

ایران رمان