love in your face
 
قالب وبلاگ

خوب حرف زدن یکی  از راه های  احترام به فرد مقابل است . ما باید یک گفت و گوی  خوب و  متعادل  را آغاز کنیم ، حرف بزنیم و بشنویم، یعنی  علاقه به شنیدن  صحبت ها و نقطه  نظرات  طرف مقابل هم داشته  باشیم.

باید طوری  عمل کنیم که طرف مقابل با اطمینان صحبت های  ما را بشنود  و مطمئن شود  که با درک  و همدلی  با او به گفت وگو نشسته ایم .

ما حتی  اگر حرف هم نزنیم به واسطه  حرکات و فیزیک و ظاهر خود می  توانیم  درونیات  خود را به فرد مقابل منتقل کنیم .پس  بهتر  است در صحبت کردن  ظاهر خود را نطز همانند  نیت درونی خود مثبت و محبت آمیز جلوه دهیم . یک گوینده خوب و توانا باید  قادر به تغییر  ایده ها  و عقاید  با لحنی  مناسب  باشد .او ضمن اینکه  باید اعتقاد عمیق  به گفته های  خود داشته باشد  می بایست  پذیرای  شنیدن  آرا و عقاید دیگران نیز باشد.

باید خوب  حرف  بزنیم و خوب گوش  کنیم . در صحبت کردن است که با تفکرات و عقاید  دیگران آشنا  می  شویم. گاهی  اوقات نزدیکان ما دوست دارند  از آنها بپرسیم که فکر آنها را چه چیزی  به خود مشغول کرده  است . باید توانایی  سوال کردن  داشته باشیم  و نترسیم از اینکه  ممکن است  پاسخ ها  آنچه انتظارش  را داریم  نباشند. ما باید نقد پذیری  را در خود تقویت کنیم، تایید و رد شویم تا بتوانیم ارتباط  برقرار کنیم .سوال و جواب های  صحیح ، روابط آسیب دیده را احیاء کرده و باعث نزدیکی  انسان ها می  شود.

دکتر  شهین  اولیایی زند (جامعه شناس ) معتقد است  برای خوب حرف زدن  سه فاکتور اساسی  وجود دارد: گوینده ابتدا باید  درک درستی  از جامعه خود داشته باشد  و بداند مخاطبان او چه کسانی  هستند.اگر بهترین  حرف ها رابزنیم ، ولی  مخاطب  را نشناسیم ، کار بیهوده ای  کرده ایم . خطیبی که می خواهد  بحثی را ارائه کند  باید شناخت درستی از جامعه اش  داشته باشد . متاسفانه  روشنفکرها و دست اندرکاران نمی دانند  با مردم عادی  چطور صحبت  کنند، یعنی  مخاطب  شناسی نمی کنند.

فاکتور  دوم این است که بر آنچه می خواهیم بگوییم  مسلط  باشیم.بعضی تصور می کنند صرف داشتن مدرک تحصیلی  یا تخصصی  نشان دهنده تیزهوشی و ژرف نگری  است ،اما همه این را می دانیم  که همیشه از بین هزاران دکتر هم یکی  چیره تر  است ، پس بر آنچه می گوییم  مسلط  باشیم .اولیایی زند زمان شناسی  و مکان شناسی  را سومین فاکتور مهم  می داند  : باید بدانیم  چه زمانی  برای مخاطب حرف بزنیم  ممکن است  حرف های خوبی  برای  گفتن داشته باشیم ، ولی  آن را در یم زمان  نامناسب هدر بدهیم. دکتر سید مهدی  میرشفا، متخصص روانشناسی بالینی  و آسیب شناسی  خانواده ،معتقد است در یک گفت و گو  سه عنصر اساسی وجود دارد: اول فرستنده (گوینده )، دوم شنونده (گیرنده ) و سوم موضوع .

اول ،خوب گوش  کردن است ، این کار پایه صحبت کردن و  یک هنر است . در کلاس هایی که برای  روانشناسان برگزار می شود  به آنها می آموزند که چطور خوب گوش  کنند تا بتوانند  مراجعان و بیماران خود را درمان کرده و به نکات کلیدی  دست یابند.

دکتر میر شفا در ادامه  می گوید : نوع فیزیک  بدن ، توجه کامل به طرف مقابل و نوع نگاه نیز حائز اهمیت بالایی هستند.ما باید بتوانیم آنچه را که در دل  داریم  خوب بیان کنیم .یعنی  بدرستی  بیان احساس کرده  و دریافتی  های خود را  با شیوه های  ظریف  و هنرمندانه  منتقل کنیم .در صحبت کردن باید  سن ،جنس ،نژاد ،قومیت  و مذهب فرد مقابل را هم  در نظر بگیریم  و بعد از آن با او وارد مذاکره  شویم.در هنگام  صحبت  هم باید  به لحن  توجه کرده  و کش  و قوس های لازم را رعایت  کنیم.

میرشفا معتقد است  در مجموع باید صادق ، ساده و صمیمی  باشیم .از پیچیدگی  و لفاظی خودداری  کنیم .حین  صحبت به چشم  طرف مقابل نگاه کنیم  و به حالت های  او توجه کنیم ، ببینیم در میان صحبت های ما آرام  است ، عصبانی   یا هیجان  زده می شود  یا حوصله اش  سر می رود .گاهی در این صحبت ها لازم است  سکوت کنیم. سکوت به تنهایی  بسیار موثر بوده و انتقال دهنده بسیاری از درونیات  است.

دکتر میرشفا در میان  صحبت هایش  به عنوان نمونه  به یکی  از مراجعان خود  اشاره می کند: مردی  استاد  دانشگاه بود ، ولی  با پسر 21 ساله خود مشکل داشت  و نمی  توانست  ارتباط  کلامی خوبی  با او برقرار کند .من مت.جه  شدم اشکال او  نداشتن تماس  چشمی  است .او هنگام صحبت کردن  به در و دیوار نگاه می کرد، در نتیجه ارتباط  کلامی  خوبی  برقرار نمی کرد به او گفتم از این پس  روزی  10 تا 15  دقیقه  در آینه نگاه کرده  و هنگام صحبت هم در چشمان  طرف مقابل  نگاه کن. او با رعایت این نکته حال توانسته ارتباط  خوبی  با پسرش  برقرار کند. حتی  نوع  نشستن هم  به مخاطب ما می فهماند که ما چقدر برای او ارزش  و احترام قائل هستیم. در صحبت کردن موضوع ارتباط  را باید بدانیم ، اینکه  در چه زمینه ای  می خواهیم  صحبت کنیم .آیا قرار است  صحبت  ما دو طرفه  و به صورت  پرسش  و پاسخ باشد  که در این صورت  حالت مذاکره پیدا می کند،  مذاکره می کنیم و با پیروی از یک موضوع واحد به نتیجه می رسیم . اگر در صحبت کردن از این شاخه به آن شاخه بپریم ،کلام قطع شده  و رشته اصلی  ارتباط  از دست ما خارج می شود .در روابط  داخل خانواده هم  همین قوانین حکمفرماست . این آسیب شناس  خانواده عقیده دارد  روابط  حاکم بر خانواده  از درجه اهمیت بالاتری  نسبت به روابط  اجتماعی  برخوردارست . مادر خانواده در این زمینه نقش  محوری  دارد. او باید اعضای  خانه را دور هم جمع کرده  و موضوع صحبت را مشخص کند که این را در اصطلاح  مراسم گفت و گوی  خانواده می گویند . در این دور هم جمع شدن ها  اعضای  خانواده  دلخوری  های  بوجود آمده یا اشتباهات خود را مطرح می کنند ، یعنی در یک شرایط مطلوب  به گفت و گو  پرداخته  و نتیجه می گیرند . این شرایطی  است که در یک خانواده منسجم برقرار می  شود ، اما در یک خانواده  غیرمنسجم  هر کدام از افراد  در هر شرایطی که می  خواهد  حرف خود را می زند  و عملا  روابط مخدوش  است  و اغلب  گفت و گو ها  همراه  با توهین  و تحقیر است  و به نتیجه  مطلوبی  نمی رسد.

پس اگر خواستید  ارتباط  رضایت  بخشی  با اعضای  خانواده  یا افراد  اجتماع خود داشته  باشید  سعی کنید  ابتدا مخاطب خود و زمان و مکان را بشناسید، بر موضوع  گفت و گو  اشراف کامل داشته  و مسلط  صحبت کنید، به چشمان  مخاطب خود نگاه کنید، از لفاظی بپرهیزید و صادق و ساده و صمیمی باشید. مطمئنا  خاطره خوبی از آن گفت و گو در ذهنتان باقی می گذارید. 

[ ۱۳۸۸/۱٢/٢٤ ] [ ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ] [ David ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

امکانات وب

ایران رمان